
تصور کنید در یک Auto Show مردم برای دیدن یک خودروی خاص روی سقف خودروهای دیگر می ایستند. این اتفاقی است که در جریان برگزاری Auto Show نیویورک ۱۹۳۵ رخ داد، و دلیل این اتفاق بی سابقه و بی تکرار رونمایی از کورد ۸۱۰ بود. سیل جمعیت حاضر در آن Auto Show برای دیدن خودرویی از آینده صف بسته بودند. شاید از خود بپرسید که چرا؟ اصلا دلیل این استقبال بی نظیر چه بود؟ مگر دومین خودروی برند Cord چه ویژگی هایی داشت که آن را تا این حد خواستنی کرده بود؟ بیایید تا با سفر در زمان، این الماس چهار چرخ را از هر نظر مورد بررسی قرار دهیم تا تمام سوالات، خود به خود به جواب برسند.
تاریخچه
به گزارش آخرین خودرو، بحران اقتصادی، مشکلات فنی و قیمت گزاف، همگی دست به دست هم دادند تا L-۲۹ اولین خودروی تولیدی برند کورد را به یک شکست تجاری تبدیل کنند. شکستی که میتوانست کار این برند تازه تاسیس را همان جا تمام کند. اما “Errett Lobban Cord” مالک و موسس برند کورد، یک تاجر و مدیر موفق بود و شکست در قدم اول نمی توانست او را متوقف کند، و تنها سه سال پس از توقف تولید L-۲۹، در نمایشگاه خودروی نیویورک در سال ۱۹۳۵ پرده از خودرویی جدید برند تازه تاسیس خود برداشت؛ خودرویی که قرار بود بار دیگر مرزهای طراحی و فناوری را جابجا کند.
تنها دلیل آن استقبال پرشور و بی نظیر توسط مردم دیدن یک سدان لوکس به رنگ زیبای (light metallic shade of royal blue) نبود. ۸۱۰ کاملا با سایر خودروهای آن دوران متفاوت بود، به گونه ای که گویی از آینده آمده بود. شاید بتوان ادعا کرد که حتی مدیران سایر برندها نیز با حسرت و البته نگرانی به تماشای آن نشسته بودند! نگران از یک رقیب جدید، پیشرو و فوقالعاده جاه طلب. باید بگویم Cord ۸۱۰ به هیچ وجه متعلق به دهه ۳۰ نبود.


طراحی کورد ۸۱۰ بر عهدهی گوردون بوهریگ (Gordon Buehrig) بود. او که از طرفداران معمار سرشناس، لوکوربوزیه (Charles-Édouard Jeanneret-Gris) بود، با الهام از فلسفهی «فرم تابع عملکرد است» (Form Follows Function)، این شاهکار بیهمتا را خلق کرد.
طراحی بوهریگ یک انقلاب کامل در صنعت خودرو بود. او ۸۱۰ را به عنوان یک طراحی کاملاً جدید (Clean-Sheet Design) خلق کرد و مجبور نبود خود را به شاسی یا بدنهای از پیش تعیینشده محدود کند. هدف او طراحی خودرویی مدرن و ساده بود و برای دستیابی به این هدف، تا حد امکان اجزای سنتی و زائد مرسوم در آن زمان را حذف کرد.

یکی از برجستهترین ویژگیهای طراحی، دماغهی خودرو بود که به جای جلوپنجرههای سنتی، از Horizontal Louvers استفاده میکرد. این طراحی منحصربهفرد، به «Coffin Nose» (بینی تابوتی) معروف شد. این طراحی خاص دماغه، یادآور طرح اولیهی بوهریگ برای نصب رادیاتورهای جانبی بود؛ ویژگیای که در خودروهای لوکس آن زمان رایج بود. اگرچه این ایده در نهایت رد شد، اما بوهریگ ماهرانهترین نشانههای آن را در قالب روکشهای افقی که نمادینترین بخش طراحی دماغهی کورد است را حفظ کرد.
رد شدن رادیاتورهای جانبی، نوآوریهای بوهریگ را متوقف نکرد. او کاپوت یکتکه با لولای عقب را معرفی کرد؛ این ویژگی باعث می شد دسترسی به موتور آسانتر شود و کاملا با ظاهر ساده و یکپارچه خودرو هماهنگ باشد، و البته این کاپوت خاص یکی دیگر از ویژگیهای منحصربهفرد برای کورد در میان دیگر خودروی آمریکایی بود. در نسخههای روباز، کاپوت در حالت بسته، زیر یک پوشش فلزی پنهان میشد تا نمای جانبی کاملاً بدون درز دیده شود.

دیگر ویژگی فریبندهای کورد، چراغهای جلو جمعشونده (Pop-Up Headlights) بود. این چراغها که در گلگیرهای گنبدیشکل خودرو قرار داشتند، در واقع از چراغهای فرود هواپیمای استینسون الهام گرفته شده بودند و با دستگیرههایی در داخل داشبورد به صورت دستی بالا و پایین میشدند. کورد ۸۱۰ اولین خودروی تولیدی جهان بود که از این فناوری استفاده می کرد.
برای دستیابی به ظاهری کاملاً ساده و یکپارچه، بوهریگ رکابهای جانبی (Running Boards)، لولاهای بیرونی درها و درب باک بنزین بیرونزده را حذف کرد. به این ترتیب، ۸۱۰ اولین خودرویی بود که لولاهای در پنهان داشت و دارای درب باک برای پوشاندن باک بنزین بود. همچنین برخلاف خودروهای جعبهای شکل دههی ۱۹۳۰، دارای خطوط کرو و مدرن با خطوط پایینتر و کشیدهتر بود که ظاهری اسپرت به آن میبخشید.

یکی از چشمگیرترین بخشهای کورد ۸۱۰، داشبورد الهام گرفته از هواپیما بود. کابین با یک صفحه آمپر (Fascia) پهن و متقارن تزئین شده بود که سطح آن با آلومینیوم تراش خورده (Engine-Turned Aluminum) پوشیده شده بود. این صفحه میزبان هشت گیج بزرگ و کوچک بود که اطلاعاتی نظیر سرعت، دور موتور، فشار روغن و دمای آب را نشان میدادند و کاملا حس کاکپیت هواپیما را منتقل می کردند.
فرمان سه پره از جنس باکلیت (نوعی پلاستیک قدیمی) بود و برای اولین بار از «رینگ بوق» (Horn Ring) استفاده میکرد که بعدها به یک استاندارد صنعتی تبدیل شد. کنترل روشنایی ابزار با رئوستا، از دیگر نوآوریهای کوچک اما تاثیر گذار بود که به راننده اجازه میداد شدت نور آمپرها را مطابق با شرایط جاده تنظیم کند. به این لیست باید رادیو به صورت استاندارد (باز هم برای اولین بار) و برفپاککن برقی قابل تنظیم در سه سرعت متغیر را نیز اضافه کرد. با تمام این نوآوریها، کورد ۸۱۰ نه فقط یک خودرو، بلکه یک بیانیهی طراحی بود که مسیر صنعت خودرو را برای دههها تغییر داد.


جالب است بدانید ریشهی این طراحی نمادین در یک اثر مسابقهای نهفته است که بوهریگ در دوران فعالیت خود در بخش «هنر و رنگ» (Art and Color) جنرال موتورز تحت رهبری هارلی ارل (Harley Earl) طراحی کرده بود. اثر او در آن مسابقه آخر شد. اما بوهریگ که هنوز سی سال هم نداشت، هرگز ناامید نشد و جنرال موتورز را ترک کرد تا به دوسنبرگ بپیوندد.
از سال ۱۹۲۶، دوسنبرگ بخشی از امپراتوری عظیم صنعتی ارت لوبان کورد شده بود؛ هلدینگی عظیم که شامل آئوبرن، لایکومینگ، چکر کَبز و بیش از ۱۵۰ شرکت حملونقل و مهندسی میشد. این زمین حاصلخیزی بود که رویای بوهریگ در آن ریشه دواند و باعث شد تا طرحی که روزی از سوی هارلی ارل رد شده بود، به یک شاهکار جاودان تبدیل شود.

کورد پیش از این با مدل L-۲۹ خود، پیشگام سیستم دیفرانسیل جلو در خودروهای آمریکایی بود و احیای این مفهوم، به شکلی بسیار بهبود یافته، برای ۸۱۰ کاملا طبیعی به نظر میرسید.
پیشرفت فناوری در دیفرانسیل جلو شامل اصلاحاتی نظیر اتصالات Rzeppa CV را برای میلگاردانها به همراه آورد که انتقال نیرویی نرمتر و یکنواختتر را تضمین میکرد. سیستم تعلیق مستقل جلو با بازوی متحرک، برای اولین بار در یک خودروی دیفرانسیل جلو به کار گرفته شد، در حالی که چرخهای گود و متمایز با سوراخهای خنککننده، نه تنها تهویهی ترمزها را بهبود میبخشیدند، بلکه امضایی بصری و منحصربهفرد در طراحی کورد بود. ۸۱۰ که تحت نام رمز «پروژه E306» و با الهام از سیتروئن Traction Avant که خود یک خودروی انقلابی بود، و درسهای ارزشمندی که از تولید کورد L-۲۹، آموخته بودند توسعه یافت. مهندسان با قرار دادن ۵۵ درصد از وزن خودرو بر روی چرخهای جلو، به کشش بهتر، فرمانپذیری دقیقتر و فاصله محوری کوتاهتر دست یافتند که خودرو را چابکتر و پاسخگوتر از همیشه میساخت. ۸۱۰ مجهز به ترمزهای هیدرولیک کاسهای در هر چهار چرخ و یک محور عقب لولهای (Tube Rear Axle) با فنرهای نیم بیضوی بود.

کورد ۸۱۰ به سبک سیتروئن، با بدنهای تمام فولادی و یکپارچه (Unibody) ساخته شده بود که موتور آن کاملاً در جلو قرار داشت. این طراحی نه تنها به خودرو ظاهری موسوم به (Low-slung) و مدرنتر میبخشید، بلکه به بوهریگ اجازه میداد تا به تناسباتی دست یابد که کورد ۸۱۰ را به یکی از زیباترین خودروهای تاریخ تبدیل کرد.
کورد ۸۱۰ با دارا بودن چنین ظاهر زیبا و متمایزی خیلی زود راه خود را از روزنه چشم به قلب مردم پیدا کرد، و از همان روز رونمایی در نمایشگاه اتومبیل نیویورک در سال ۱۹۳۵ خریداران صف کشیدند و هزاران سفارش ثبت شد و کمپانی نیز متعهد شد که تا کریسمس خودروها را تحویل دهد.

اما مردم نمی دانستند به دلیل عجله در توسعه و رونمایی ۸۱۰ های نمایش داده شده (که همگی دست ساز بودند)، خودروها فاقد گیربکس بودند و تعداد آنها کمتر از ۳۰ دستگاه بود، و جالب تر اینکه همان تعداد اندک نیز با همان وضعیت بدون گیربکس با قیمت های ارزان به کارمندان خود کمپانی فروخته شدند. کورد قول تولید ۱۰۰۰ خودرو در هفته را داده بود، اما مشکلاتی در ابزارآلات ساخت بدنه وجود داشت که البته این مشکل هیچگاه به طور کامل حل نشد به همین دلیل است که سقف ۸۱۰ سدان از چندین قطعهی کوچک تشکیل شده است. وعدهی تولید انبوه هرگز محقق نشد و شکاف پنهانی بین ظاهر خیرهکنندهی خودرو و واقعیت تجاری آن وجود داشت که مردم از آن بی اطلاع بودند.
با وجود وعده کمپانی، اما تمام چیزی که خریداران اولیه در کریسمس دریافت کردند، یک مدل برنزی از خودروی جدیدشان بود. وعدهی تحویل تا کریسمس، یک حرکت بازاریابی جسورانه بود، اما واقعیت این بود که مهندسان برای تولید ۸۱۰ که با عجله توسعه یافته بود، در شهر Connersville ایندیانا، در خطوط مجاور آئوبرن، با مشکلاتی مواجه بودند. این موضوع، هم جاهطلبی و هم شکنندگی پروژهی کورد را آشکار کرد. با وجود این مشکلات در تاریخ ۲۷ ژانویه ۱۹۳۶ تولید خودرو آغاز شد و در فوریه همان سال اولین خودروهای تولیدی آماده تحویل به نمایندگیها شدند و در نهایت در اوایل آوریل ۱۹۳۶ تحویل اولین سری ۸۱۰ های تولیدی به مشتریان آغاز شد. تحویل خودرو به مشتریان باعث شد تا خیلی زود مشکلات فنی خودرو آشکار شود.

کورد ۸۱۰ دارای گیربکس چهار سرعته نیمهاتوماتیک (Preselector) بود، که نیرو را به چرخها جلو منتقل میکرد. این گیربکس نیمهاتوماتیک که دسته الکتریکی نام داشت، توسط شرکت بندیکس (Bendix) ساخته شده بود. این گیربکس که پیش از این در هادسون تراپلین (Hudson Terraplane) نیز مورد استفاده قرار گرفته بود، در واقع یک سیستم پیشانتخابگر بود، اما به صورت الکتریکی توسط یک سوئیچ در یک دروازهی مینیاتوری روی ستون فرمان کنترل میشد. این سوئیچ، مجموعهای از الکترومغناطیسها و دیافراگمهای خلاء (Electro-Vacuum) را فعال میکرد و به راننده امکان میداد قبل از فشردن کلاچ، دندهی مورد نظر را انتخاب کند. نسبت دنده مورد نیاز شما در گیربکس چهار سرعته Borg-Warner با فشردن کلاچ اعمال میشد.
با وجود هماهنگکننده (Synchromesh) برای دندههای دوم، سوم و چهارم، (دنده یک فاقد Synchromesh بود) رانندگی با این خودرو، واقعاً لذتبخش بود؛ اما این لذت خیلی زود به ناامیدی تبدیل میشد. متاسفانه این گیربکس پیشرفته به نقطه ضعف تجاری کورد تبدیل شد، زیرا بسیار پیچیده بود و نیاز به تعمیر و رسیدگی مداوم داشت. علاوه براین در سرعت های بالا روغن گیربکس کف می کرد و در ادامه گیربکس خودرو قفل می کرد. ضعف در گیربکس می توانست رانندگی با ۸۱۰ را به یک چالش سخت تبدیل کند. انجین ۴.۷ لیتری لایکومینگ V8 با وجود ویژگی هایی نظیر، سرسیلندرهای آلیاژی، سوپاپهای جانبی تقریباً افقی، قدرت ۱۲۵ اسببخاری و گشتاور ۲۲۳ پوند فوت، یک پیشرانهی قدرتمند و مقاوم به شمار میرفت. اما مشکلات مربوط به دنده پایین، بلبرینگهای چرخ و خنککننده موتور و البته وزن نسبتا زیاد سایهای بر عملکرد آن انداخته بودند.

تمامی این مشکلات باعث شد تا در سال ۱۹۳۶ کورد ۸۱۰ تنها ۱۱۷۴ دستگاه به فروش برسد. در میان تمامی این مشکلات کوچک و بزرگ، یک درام انسانی نیز در حال وقوع بود. ارت لوبان کورد، کارآفرین جوانی که دو بار روی جلد مجلهی تایم ظاهر شده بود، و با وجود مخالفتهای هیئت مدیره، پروژه را برای تولید تایید کرد بود، به دلیل تخلفات مالی توسط ماموران کمیسیون بورس و اوراق بهادار تحت تعقیب بود و به همین دلیل او بیشتر سهام خود را در همان سال ۱۹۳۶ فروخت تا برای شروع یک زندگی جدید در صنعت رادیو و تلویزیون، راهی کالیفرنیا شود.
با آغاز سال ۱۹۳۷، کورد تصمیم گرفت نام مدل ۸۱۰ را به ۸۱۲ تغییر دهد. این تغییر نام، فقط یک بهروزرسانی ساده نبود، بلکه اعلام موجودیت نسخهای ارتقاء یافته از خودرویی بود که هنوز هم پس از دو سال، بسیاری از وعدههایش را محقق نکرده بود.


مهمترین تفاوت ۸۱۲ با ۸۱۰، معرفی گزینهی موتور سوپرشارژر بود. موتور لایکومینگ که تنها پیشرانه V8 ساخته شده توسط این شرکت بود، از ابتدا برای هماهنگی با دمندهی گریز از مرکز شوایتزر-کامینز طراحی شده بود. سوپرشارژر که توسط چرخ دندههای مخروطی از وسط میلبادامک به حرکت در میآمد، با افزایش فشار ۴.۵ پوند بر اینچ مربع، قدرت را به ۱۷۰ تا ۱۹۵ اسببخار می رساند و کورد را به قلمرو خودروهای ۱۰۰ مایل در ساعتی وارد کرد. بدین معنی که در دندهی بالا، کورد ۸۱۲ با سرعتی معادل ۲۷ مایل در ساعت به ازای هر ۱۰۰۰ دور در دقیقه حرکت میکرد؛ رقمی که نشان میداد موتور بدون فشار و با مصرف سوخت پایین، میتواند ساعتها در جادههای طولانی به حرکت خود ادامه دهد. کورد این ویژگی را در بروشور فروش با عنوان «بیهدف» (Loafing) توصیف کرده بود؛ استعارهای که به خوبی حس رانندگی با این خودروی آیندهنگر را به تصویر میکشید. خودروهای مجهز به سوپرشارژر را به راحتی میتوان از طریق لولههای اگزوز کرومی که از دو طرف کاپوت بیرون زده بودند، تشخیص داد. این ویژگی، ظاهری بهمراتب اسپرتتر و تهاجمیتر به خودرو بخشید.
علاوه بر موتور، تغییرات دیگری نیز در مدل ۸۱۲ اعمال شد. در کابین، رادیو قدیمی کرازلی با یک مدل جدیدتر از برند فیلکو جایگزین شد و فرمان با دندانههای انگشتی (Finger Grips) برای گرفتن بهتر طراحی گردید. کورد برای پاسخ به نیاز مشتریان ثروتمندی که فضای بیشتری میخواستند، نسخهای با فاصله محوری بلندتر (۱۳۲ اینچ) را بهعنوان آپشن عرضه کرد که در مدلهای «Custom Beverly» و «Custom Berline» ارائه شد. برای حفظ تناسب بدنه، این مدلها کمی بلندتر شده و به جای هفت شیار، هشت شیار در جلوپنجره داشتند. مدل Custom Beverly در واقع یک سدان لوکس خانوادگی با ویژگی هایی نظیر صندلیهای چرمی یا پارچهای چیندار، زیر آرنجهای تاشو و داشبوردی با روکش آلومینیوم تراشخورده بود.

در مقابل Custom Berline یک لیموزین مجلل با ویژگی های مانند شیشهی جداکننده (Division Window)، کنسول مجلل عقب (Rear Vanity) شامل دو جعبه داشبورد، فندک، زیرسیگاری، کنترل رادیو و یک سیستم ارتباطی (اینترکام) با راننده و تودوزی پارچهای پهن Broadcloth بود.
تعداد ۱۵۰ دستگاه از ۸۱۰ های فروخته نشده نیز این بروزرسانی ها را دریافت کردند و به سادگی به عنوان ۸۱۲ تغییر شماره داده شده و به فروش رسیدند. اما این تغییرات، نیز نتوانست کورد را از شکست نجات دهد. تولید مدل ۸۱۲ تنها یک سال دوام آورد و در دسامبر ۱۹۳۷، با تولید ۱,۷۹۸ دستگاه (که تنها ۶۸۸ دستگاه از آنها مجهز به موتور سوپرشارژر بودند)، تولید کورد برای همیشه متوقف شد.

شاید اگر این خودرو با همین طراحی زیبا و خیره کننده، اما با فناوریهای متعارف عرضه میشد، میتوانست به تعداد کافی فروخته شود و هرگز به چنین سرنوشت تلخی دچار نشود، اما این کار، با ذات و ماهیت کمپانی که از دل امپراتوری دوسنبرگ و آئوبرن متولد شده بود، همخوانی نداشت.
کورد ۸۱۰ قرار بود به عنوان یک «بچه دوسنبرگ» عرضه شود، و نوآوری و جاهطلبی دوسنبرگ را در قالبی جمعوجورتر و مقرونبهصرفهتر ارائه دهد، اما این خودرو تقریباً به عنوان یک آئوبرن به بازار عرضه شد. ۸۱۰ در واقع یک خودروی کانسپت بود که در قالب یک خودروی تولیدی به بازار عرضه شد. این خودرو، بیش از آنکه یک محصول تجاری باشد، یک بیانیهی طراحی و یک جاهطلبی مهندسی بود و برای جبران شکست L-۲۹ و ترسیم آیندهی روشن برای کمپانی کورد معرفی شد؛ اما متاسفانه تاریخ، طور دیگری رقم خورد.

ارت لوبان کورد در سال ۱۹۳۷ تمام سهام خود در شرکت کورد کورپوریشن را فروخت و پس از آن مالکان جدید شرکت را تسخیر کردند. آنها تمام فعالیتهای زیانده تولید خودرو در کارخانه آئوبرن را تعطیل کردند و این کمپانی که روزگاری خودروهای لوکس تولید می کرد در تلاش برای بقا به تولید کابینت آشپزخانه روی آورد. همچنین به تولید کورد ۸۱۲ نیز پایان دادند، و 812های باقیمانده، را با قیمتهای ناچیز به فروشندگان کورد فروختند.
پس از فروپاشی امپراتوری کورد کورپوریشن، شرکت Hupmobile قالبهای بدنه ۸۱۰ و ۸۱۲ به همراه حق ساخت را با قیمت بسیار پایین ۴۵ هزار دلار خریداری کرد اما بودجهی لازم برای شروع تولید را در اختیار نداشت. بنابراین قراردادی بین Hupmobile و Graham منعقد شد که بر اساس آن، گراهام مسئولیت ساخت بدنهها را بر عهده میگرفت و در عین حال، مجوز ساخت نسخهی اختصاصی خود از این خودرو را نیز دریافت میکرد. این دو شرکت که با مشکلات مالی و مدیریتی دست و پنجه نرم میکردند با هدف احیای خود و با استفاده از طراحی محبوب کورد در قالب یک خودروی ارزانتر و با ساختار ساده و معمول دو خودروی هاپموبایل اسکایلارک (Hupmobile Skylark) و گراهام هالیوود (Graham Hollywood) را روانه بازار کردند.

برخلاف کورد ۸۱۰ و ۸۱۲ هر دو خودرو، از مهندسی سنتی شامل موتور ششسیلندر خطی، سیستم انتقال قدرت به چرخهای عقب (دیفرانسیل عقب) سود میبردند. این تغییرات، از پیچیدگی فنی کورد میکاست و خودرو را به نمونهای سادهتر و قابلاعتمادتر تبدیل میکرد. همچنین برای تمایز بیشتر از مدل اصلی، هر دو خودرو از چراغهای جلو معمولی و جلوپنجره با طراحی سادهتر نسبت به کورد ۸۱۰ سود میبردند. این تغییرات، هرچند ظاهر خودرو را تا حدی به روز میکرد، اما به هیچ وجه جذابیت کورد را نداشت. با وجود استقبال قابلتوجه بازار، تولید این دو خودرو با مشکلات جدی مواجه بود. ساخت آنها در حجم مورد نیاز برای سود دهی دشوار بود و هزینههای تولید، آنها را از رقابت با سایر خودروهای هم رده بازمیداشت، و در نهایت، هر دو شرکت پس از تنها یک سال، تولید این خودروها را متوقف کردند.
در سال ۱۹۶۰، گلن پری “Glen Prey” معلم هنرهای صنعتی اهل اوکلاهاما، شرکت «آئوبرن-کورد-دوسنبرگ» (ACD Co) را از دالاس وینسلو “Dallas Winsell” خریداری کرد. پری با این خرید، انبوهی از قطعات یدکی و همچنین حقوق نامهای تجاری آئوبرن، کورد و دوسنبرگ را در اختیار گرفت. او سپس در سال ۱۹۶۴ شرکت «کورد اتومبیل» (Cord Automobile Company) را در تولسا، اوکلاهاما تاسیس کرد تا با همکاری «گوردون بوهریگ»، طراح اصلی کورد، نسخهای مدرن از کورد ۸۱۰ را با پیشرانهی شورولت کورویر تولید کند. این خودرو که «کورد ۸/۱۰» نام داشت، تا سال ۱۹۶۷ تولید شد. در این سال، شرکت کورد اتومبیل ورشکست شد و در سال ۱۹۶۸ بیل لیر “Bill Lear”و بیل لندرز “Bill Landers” شرکت جدیدی به نام “Sports Car Manufacturing Company” یا به اختصار (SAMCO) را تأسیس کردند که مدلهای “Warrior” و “Royal” را با پیشرانههای فورد و کرایسلر و به صورت دیفرانسیل عقب تولید می کردند. تولید SAMCO نیز فقط تا سال ۱۹۷۰ ادامه یافت.
دیدگاه کاربران