۱۴۰۵/۰۸/۰۵ ۸ دقیقه مطالعه ۲ بازدید آخرین خودرو

زیباترین رولزرویس تاریخ؟

ساخت خودرو با بدنه سفارشی در دهه‌های 1920 و 1930 ، نهایت تجمل و شو آف برای ثروت مندان و افراد مشهور بود ..

زیباترین رولزرویس تاریخ؟
زیباترین رولزرویس تاریخ؟

ساخت خودرو با بدنه سفارشی در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، نهایت تجمل و شوآف برای ثروتمندان و افراد مشهور بود. چه یک “Packard” با بدنه “Waterhouse” باشد، چه یک “Delahaye” با بدنه “Figoni & Falaschi” و یا یک “Duesenberg” با بدنه ساخت شده توسط “Murphy”، افراد ثروتمند اساساً می‌توانستند صاحب یک وسیله نقلیه منحصر به فرد باشند. هر یک از این سازندگان بدنه مشهور به خاطر تخصص منحصربه‌فرد خود شناخته می‌شدند و در طول سال‌ها برای ساخت بدنه‌های سفارشی مامور می‌شدند. اما قاعدتا شرکتی که بیشتر به ساختن بدنه برای اتوبوس‌ها و کامیون‌ها به سبک تجاری خود مشغول است، انتخاب معمولی برای ساخت یک بدنه سفارشی برای رولزرویس نخواهد بود، اما کمپانی “Jonckheere Carrossiers” بلژیکی دقیقا همین کار را انجام داد و یک فانتوم ۱ مدل ۱۹۲۵ را با بدنه ای که می‌توان آن را مخوف‌ترین بدنه‌ای که برای رولزرویس تاکنون ساخته شده دانست، باز طراحی و بازسازی کرد.

به گزارش آخرین خودرو، در ماه مه ۱۹۲۵ رولزرویس مدل فانتوم جدید (که امروزه فانتوم ۱ نامیده می‌شود) را برای جایگزینی مدل ۴۰/۵۰ که از آن زمان به بعد با نام “Silver Ghost” شناخته می‌شد، عرضه کرد. با افزایش رقابت از سوی شرکت‌هایی مانند Hispano-Suiza و Isotta Fraschini، افزایش قدرت پیشرانه امری منطقی بود. فانتوم جدید در واقع بر روی همان شاسی مدل ۴۰/۵۰ (یا Silver Ghost) ساخته شده بود، اما موتور کمی بزرگتر شده بود. افزایش حجم موتور از ۷۴۲۸ سی‌سی به ۷۶۶۸ سی‌سی و تغییر از سوپاپ‌های جانبی به سوپاپ‌های سربار (OHV)، تنها پیشرفت‌های عمده در سیستم انتقال قدرت بودند! از سوی دیگر، سیستم ترمز با نصب ترمزها بر روی چرخ‌های جلو به طور چشمگیری بهبود یافته بود. استفاده از سوپاپ‌های OHV همچنین به معنای کاپوت کمی بلندتر بود و این امر بر روی سبک خودرو تاثیر گذاشت، به همین دلیل شاسی‌های PI (مخفف Phantom I یا فانتوم ۱) از همان ابتدا سفر خود را به سمت سازندگان مختلف بدنه آغاز کردند!

شاسی فانتوم ۱ مورد نظر ابتدا در سال ۱۹۲۵ توسط خانم “Hugh Dillman” سفارش داده شد. (خانوم “Anna Thompson Dodge”، در واقع بیوه‌ی “Horace Dodge”، یکی از بنیان‌گذاران کمپانی داج بود. به همین دلیل، نام خانوادگی «داج» را یدک می‌کشید و یکی از ثروتمندترین زنان آمریکا در آن زمان بود. Anna بعدها با یک بازیگر تئاتر و سینمای صامت به نام “Hugh Dillman” ازدواج کرد. در فرهنگ آن زمان، زنان اغلب با نام همسرشان خطاب می‌شدند؛ بنابراین در اسناد سفارش این خودرو، او با نام “Mrs. Hugh Dillman” ثبت شده است.) و سپس بلافاصله آن را به کارگاه اتاق‌سازی معروف “Hooper” در لندن سپرد تا آن را به یک بدنه‌ی کانورتیبل مجلل با نام “Hooper Cabriolet” مجهز کند. اما به دلایلی نامعلوم در آخرین لحظه از تحویل گرفتن خودرو صرف نظر کرد و به این ترتیب این خودرو هرگز به خریدار اصلی خود در دیترویت تحویل داده نشد، و پس از آن خودرو به راجای نانپارا “Raja of Nanpara” از هند فروخته شد. پس از مدتی این خودرو شمال هند را ترک کرد و قبل از اینکه در سال ۱۹۳۲ به بلژیک برسد، بین چند مالک دیگر دست به دست شد، و در نهایت در سال ۱۹۳۴ رولزرویس Hooper Cabriolet به کمپانی “Jonckheere” بلژیکی برای اعمال تغییرات سپرده شد.

این کمپانی که توسط “Henri Jonckheere” و در سال ۱۸۸۱ به عنوان سازنده کالسکه تاسیس شده بود، اولین خودروی لوکس خود را در سال ۱۹۰۲ ساخت. سپس پسر و جانشین هنری، “Joseph” اولین بدنه اتوبوس را در سال ۱۹۲۲ ساخت، اگرچه ساخت بدنه خودرو هنوز هم بخش بزرگی از تولید تا اوایل دهه ۱۹۳۰ بود. Jonckheere بدنه فست‌بک آیرودینامیک و شیکی که امروزه روی PI شاهدش هستیم، را با الهام از سبک طراحان فرانسوی در آن زمان از جمله Joseph Figoni و Jacques Saoutchik و کارگاه‌های house of Letourneau و Marchand توسعه داد. (در آن دوران، فرانسه پایتخت بی‌چون‌وچرای طراحی خودرو و بدنه‌سازی “Coachbuilding”در جهان بود. طراحان فرانسوی به خلق فرم‌های جسورانه، منحنی‌های موزون و ظرافت بی‌نظیر شهرت داشتند.)

زیباترین رولزرویس تاریخ؟

در اوایل دهه ۱۹۳۰ طراحان بسیار کمی به تغییر جلوپنجره عمودی سنتی رولزرویس فکر می‌کردند (یا جرات می‌کردند) اما این تغییر برای Jonckheere ضروری شد تا به نیم رخ ساده‌تر برای بدنه جدید فانتوم دست یابد. چراغ‌های جلوی گلوله‌ای شکل، گلگیرهای مواج و یک باله عقب عمودی بلند تا پایین درب صندوق عقب، خطوط پر زرق و برق را تکمیل می‌کردند. همانطور که Figoni در حال تست درهای بیضی شکل بود، Jonckheere با الهام از ایده‌ی او به سراغ درهای بزرگ گرد و منحصر به فردی رفت که بی‌نقص عمل می‌کردند و به سرنشینان اجازه می‌داد تا به هر دو ردیف صندلی دسترسی داشته باشند. هرچند درهای گرد جذاب به نظر می‌رسند، اما پایین و بالا بردن شیشه‌ها به یک چالش تبدیل شد. راه حل، ساخت یک شیشه دو تکه بود که همزمان مانند لبه‌های قیچی رو به داخل در باز می‌شد. با طول تقریباً ۲۰ فوت (تقریبا شش متر) و وزن ۵۶۰۰ پوندی (حدود ۲۵۴۰ کیلوگرم)، می‌توانست بزرگترین کوپه جهان لقب بگیرد. متاسفانه چند سال بعد، اسناد Jonckheere در آتش‌سوزی ناشی از بمباران جنگ جهانی دوم از بین رفتند و هنوز مشخص نیست چه کسی این شاهکار بی‌نظیر را سفارش داده یا طراحی کرده است.

زیباترین رولزرویس تاریخ؟

اگرچه این طرح مورد علاقه اکثر طرفداران پروپاقرص رولزرویس نبود، اما توانست قلب داوران Concours d’Elegance در Riviera فرانسه را تسخیر کند و در آنجا جایزه “Prix de Cannes” را از آن خود کرد. در سال ۱۹۳۶ این خودرو جایزه افتخاری را در Concours d’Elegance کَن دریافت کرد. سپس خودرو قبل از آغاز جنگ جهانی دوم به ایالات متحده آمریکا رفت، و بین چند مالک دیگر دست به دست شد. در آمریکا، این خودروی منحصربه‌فرد و البته پر زرق و برق با استقبال بسیار بیشتری روبرو شد، اما به دلیل غفلت مالک، پس از چند سال وضعیت سلامت خودرو رو به افول رفت و چند سالی را در خفا و تنهایی سپری کرد. خوشبختانه در دهه ۱۹۵۰ خودرو پیدا شد، اما شرایط آن به هیچ‌وجه به روزهای اوجش شبیه نبود. “Max Obie” کارآفرین آمریکایی و از علاقه‌مندان به خودروهای کلاسیک، خودرو را خریداری و سپس پروسه بازسازی آن را آغاز کرد. او برای به حداکثر رساندن تاثیر بصری، آن را با چندین پوند طلای واقعی به رنگ طلایی درآورد. حتی با رنگ طلایی، این هیولا برای مالکش به اندازه کافی تماشایی نبود، پس او شایعات دروغینی مبنی بر اینکه این خودرو زمانی متعلق به شاه ادوارد هشتم، که بعدها دوک ویندزور شد، بوده است، را بر سر زبان ها انداخت. هر چند این شایعه حتی در آن زمان عجیب به نظر می‌رسید، اما کار خود را برای جلب توجه عالی انجام داد، و به یک ایده پولساز برای Obie تبدیل شد، به گونه‌ای که او با خودرو به مراکز خرید و سایر اماکن عمومی می‌رفت و با دریافت هزینه، یک نمایش مخفیانه با عنوان “Royal Rolls” برگزار کرد.

فانتوم Jonckheere که امروز به “Round Door Rolls” معروف است، در ساحل شرقی باقی ماند و چند بار دیگر دست به دست شد و باز هم به سلیقه مالک تغییر رنگ داده شد؛ اینبار به رنگ سفید مایل به کرم که چندان جذاب نبود. در سال ۱۹۹۱ و در اوج تب‌وتاب جهانی خودروهای کلاسیک، این رولزرویس منحصربه‌فرد در یک حراجی به قیمت ۱.۵ میلیون دلار به یک کلکسیونر ژاپنی فروخته شد. خودرو در آنجا، دور از انظار و تقریباً فراموش‌شده باقی ماند تا اینکه در بهار سال ۲۰۰۱، موزه خودرو پیترسن “Peterson Automotive Museum” آن را خریداری کرد. این اثر جدید، همچون دیگر گنجینه‌های ارزشمند موزه پیترسن، نیازمند توجه فوری بود و به همین دلیل تحت یک بازسازی کامل و اساسی قرار گرفت.

مشخص شد که مالکان پیشین در طول سال‌ها، تغییراتی در خودرو ایجاد کرده‌اند؛ به همین دلیل پروژه بازسازی مستلزم صرف زمان زیادی برای تحقیق و بررسی تک‌تک قطعات از نظر میزان فرسودگی و اصالت بود تا در صورت نیاز، بازسازی یا تعویض شوند. شاسی و اجزای فنی خودرو که ساخت سال ۱۹۲۵ بودند، با آن دوره همخوانی داشتند؛ در حالی که بدنه و فضای داخلی از جمله نشانگرهای پشت آمپر مطابق انتظار، متعلق به اواسط دهه ۱۹۳۰ بودند. در حین آماده‌سازی بدنه، محرز شد که رنگ‌های سفید، طلایی و حتی لکه‌های آبی فیروزه‌ای که در لایه‌های زیرین یافت شدند، هیچ‌کدام رنگ اصلی خودرو نبوده‌اند. در نهایت تصمیم گرفته شد که بدنه به رنگ مشکی درآید تا منحنی‌های سیال و ابعاد عظیم خودرو بهتر به چشم بیایند؛ چرا که هیچ‌چیز به اندازه یک رنگ تیره، فرم‌ها و خطوط بدنه را برجسته نمی‌کند.

رانندگی با این رولزرویس، مانند تمام مدل‌های فانتوم، نیازمند مهارت و تلاش قابل‌توجهی از سوی راننده است. هدایت آن در سرعت‌های پایین بسیار دشوار است، تعویض دنده مستلزم استفاده از تکنیک کلاچ دو مرحله‌ای است و به دلیل وزن زیاد، برای توقف کامل به مسافت قابل‌توجهی نیاز دارد. در مورد شعاع چرخش نیز باید گفت که احتمالاً دور زدن کامل در برنامه رانندگی با این خودرو جایی نداشته است! فاصله بسیار کم کف خودرو از سطح زمین، اگرچه به زیبایی کلی آن کمک کرده، اما به دلیل طول زیاد بخش عقب (overhang)، هنگام عبور از شیب‌ها (مانند ورودی پارکینگ‌) یا سرعت‌گیرها می‌تواند دردسرساز شود. ارتفاع بالای صندلی‌ها دید بسیار خوبی از جاده را برای سرنشینان جلو فراهم می‌کند، اما شیب سقف در قسمت عقب باعث شده فضای سر برای سرنشینان عقب بسیار محدود شود، به‌طوری که آن‌ها ناچارند در وضعیتی ناراحت‌کننده و خمیده بنشینند. با این حال، تمام این ایرادات طراحی در برابر هدف اصلی ساخت این خودرو رنگ می‌بازند: اینکه هر بیننده‌ای را مجذوب و شگفت‌زده کند. چه عابران پیاده، چه سایر رانندگان و چه حتی داوران Concours این غول را ببینند، قطعا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

زیباترین رولزرویس تاریخ؟

از زمان بازسازی تماشایی‌اش، این رولزرویس‌ درب گرد با آبرومندی در هر دو رویداد “Pebble Beach” و “Meadowbrook Concours d’Elegance” به نمایش گذاشته شد اما متاسفانه به دلیل فقدان سوابق تاریخی، واجد شرایط دریافت جوایز برتر نبودها است، اما جایزه “Lucius Beebe” را که برای بهترین رولزرویس در نظر گرفته شده بود، دریافت کرد. اما توانست در رویداد “Meadowbrook” جایزه «منتخب مردمی» (People’s Choice) را از آن خود کند و در نمایشگاه “Keels & Wheels” در هیوستون تگزاس نیز جایزه بهترین نمایش اروپایی را دریافت نمود. مانند بسیاری از خودروهای کلاسیک زیبا، این جواهر تک ساخت با طراحی آرت دکو، مسیری ناهموار را پیموده و با بالاخره توجهی که شایسته آن است، دریافت کرده است.

زیباترین رولزرویس تاریخ؟
۱۴۰۵/۰۸/۰۵ ۸ دقیقه مطالعه ۲ بازدید

دیدگاه کاربران

۰ دیدگاه ثبت شده
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

نمایش دیدگاه‌ها تابع قوانین سایت است.