ضرورت واگذاری سایپا و درسهایی از تجربه ایران خودرو
صنعت خودروسازی ایران در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد و موضوع واگذاری سهام دولت در شرکتهای بزرگ خودروساز، به ویژه گروه خودروسازی سایپا، به کانون توجه کارشناسان و سیاستگذاران تبدیل شده است. خصوصیسازی واقعی، نه به معنای رهاسازی، بلکه به مفهوم انتقال مدیریت و مالکیت به ساختاری کارآمدتر است که بتواند با چابکی بیشتر، ارزش افزوده ایجاد کند. در سالهای گذشته، شاهد واگذاریهایی در بدنه صنعت بودیم که به دلیل عدم رعایت اصول اقتصادی، نتایج مطلوبی به همراه نداشت. یکی از بارزترین نمونهها، تجربه خصوصیسازی در گروه صنعتی ایران خودرو است که به دلیل بیتوجهی به الزامات پایهای و عدم انتقال واقعی قدرت تصمیمگیری به بخش خصوصی کارآمد، نتوانست گرهی از مشکلات ساختاری باز کند. این تجربه تلخ، هزینههای سنگینی را به ساختار صنعتی کشور تحمیل کرد و تکرار چنین اشتباهی در قبال سایپا، ضربهای جبرانناپذیر به پیکره اقتصاد ملی خواهد بود. تصمیمگیران کلان اقتصادی باید در نظر داشته باشند که هدف اصلی از این واگذاری، خروج از زیان انباشته، ارتقای کیفیت محصولات و جلوگیری از هدررفت منابع است. واگذاری سایپا اگر در مسیر درست و با رعایت اصول حرفهای انجام نشود، صرفاً تغییر نام روی کاغذ خواهد بود و ساختار معیوب گذشته با ظاهری جدید به حیات خود ادامه میدهد.
اهلیتسنجی؛ شاهکلید و خط قرمز واگذاری اصولی
مهمترین عاملی که میتواند ضامن موفقیت در فرآیند واگذاری سایپا باشد، اجرای دقیق و بینقص مرحله اهلیتسنجی خریداران است. اهلیتسنجی صرفاً به معنای بررسی توان مالی روی کاغذ نیست، بلکه مجموعهای از فاکتورهای حیاتی را شامل میشود که بقای این شرکت بزرگ را تضمین میکند. خریدار سایپا باید دارای یک برنامه مدون و جامع بلندمدت برای خروج از بحران و توسعه محصول باشد. شناخت عمیق از پیچیدگیهای صنعت خودرو، تسلط بر شبکه گسترده زنجیره تامین و قطعهسازی، آشنایی کامل با زیرساختها و پلتفرمهای گروه سایپا و از همه مهمتر، سابقه و کارنامه روشن در عرضه موفق خودرو در بازار ایران، از شروط غیرقابل مذاکره در این فرآیند هستند. واگذاری به افراد یا گروههایی که فاقد این ویژگیها باشند، نه تنها سایپا را نجات نخواهد داد، بلکه این سرمایه ملی را به سمت فروپاشی سوق میدهد.
خطر انحصار با اسم رمز یکدستسازی و یکپارچگی
در روزهای اخیر، زمزمهها و تحرکاتی از سوی برخی گروهها به گوش میرسد که با استفاده از کلیدواژههای جذاب و فریبندهای نظیر یکدستسازی و یکپارچهسازی، تلاش میکنند مسیر واگذاری سایپا را به سمت یک جریان خاص مهندسی کنند. این مفاهیم در ظاهر شاید نویدبخش هماهنگی و نظم باشند، اما در واقعیت صنعت خودرو، معنایی جز ایجاد انحصار مطلق ندارند. انحصار، در هر لباسی که ظاهر شود، قاتل نوآوری، کیفیت و حقوق مصرفکننده است. یکدستسازی صنعت خودرو به هیچ عنوان به مصلحت کشور و در راستای منافع ملی ایران نیست. تجربه بازارهای جهانی نشان داده است که پیشرفت تکنولوژیک و کاهش قیمت تمامشده، تنها در سایه رقابت آزاد و حضور بازیگران مستقل و قدرتمند محقق میشود. اگر قرار باشد سایپا به گروهی واگذار شود که نتیجه آن از بین رفتن رقابت حداقلی در بازار باشد، عملاً حق انتخاب مشتری محدودتر شده و انگیزه برای تحقیق و توسعه در صنعت خودروی کشور از بین خواهد رفت. دولت و نهادهای نظارتی نباید خام این کلیدواژههای شیک و مهندسیشده شوند؛ چرا که پشت پرده تمامی این افکار و شعارها، چیزی جز قبضه کردن بازار و هدایت صنعت خودرو به سمت تاریک انحصار نیست. چاشنی رقابت باید تحت هر شرایطی در صنعت خودروی کشور حفظ و تقویت شود.
تزریق نقدینگی واقعی و نقش بخش خصوصی کارکشته
یکی از بحرانهای اصلی که سایپا امروز با آن دست و پنجه نرم میکند، کمبود شدید نقدینگی در گردش و انباشت بدهی به قطعهسازان است. در این شرایط، خریدار جدید باید توانایی تزریق نقدینگی واقعی و سرمایه در گردش تازه را به این مجموعه داشته باشد. این تزریق منابع به هیچ وجه نباید در قالب فرمولهای شکستخورده قبلی، مانند دریافت وامهای کلان از بانکهای دولتی و تزریق آن به شرکت صورت گیرد. چنین رویکردی، در عمل هیچ دردی را دوا نخواهد کرد و صرفاً انتقال بدهی از جیب دولت به شبکه بانکی و در نهایت چاپ پول و تورم است. سایپا باید به مجموعهای خصوصی واگذار شود که سرمایه مستقل و واقعی خود را وارد میدان کند تا این سیکل باطل اقتصادی که سالهاست گریبانگیر صنعت شده، متوقف گردد.
نجات صنعت خودرو در گرو اتصال به زنجیره جهانی
نگاهی دقیقتر به پتانسیلهای موجود در کشور نشان میدهد که گزینههای شایستهای برای بر عهده گرفتن این مسئولیت خطیر وجود دارند. بخش خصوصی قدرتمند و ریشهداری در کشور فعال است که با تکیه بر تجربه واقعی ساخت و مونتاژ چند ده میلیونی خودرو و قطعات در ایران، توانمندی اجرایی خود را در سختترین شرایط تحریمی ثابت کرده است. چنین ساختاری که سابقه طولانی و موفقی در همکاری با برندهای معتبر خارجی دارد و استانداردهای جهانی را در خطوط تولید خود پیادهسازی کرده، از پتانسیل و ظرفیت لازم برای خرید سایپا و اجرای یک خصوصیسازی واقعی و کارآمد برخوردار است. داشتن برنامههای استراتژیک بلندمدت برای بهرهگیری از تمامی زیرساختهای سایپا، توسعه پلتفرمهای جدید و قرار دادن این خودروساز در مسیر زنجیره تامین جهانی، تنها راهکار عملی برای نجات و شکوفایی صنعت خودروسازی ایران است. حضور چنین بخش خصوصی مستقلی، نه تنها مانع از شکلگیری انحصار و یکدستسازی مخرب میشود، بلکه با ایجاد یک فضای رقابتی سالم، ضامن حفظ منافع ملی و ارتقای جایگاه صنعت خودروی ایران در منطقه خواهد بود.
دیدگاه کاربران