
فشار بر واردات و ذخایر بنزین، هم زمان با تشدید ناترازی، این نگرانی را ایجاد کرده که بحران سوخت ایران از بحث قیمت عبور کرده و به تامین برسد.
ناترازی بنزین وارد مرحله تازه ای می شود
به گزارش آخرین خودرو، تا امروز بخش زیادی از بحث درباره ناترازی بنزین در ایران، حول قیمت، سهمیه و میزان مصرف بوده است؛ اینکه قیمت افزایش پیدا کند یا سهمیه ها کاهش پیدا کنند تا مصرف کنترل شود. اما شرایط فعلی می تواند صورت مسئله را تغییر دهد. در گزارش ۱۲ شهریور رویترز، به نقل از یکی از مقام های ارشد ایرانی، گفته شد که ذخایر بنزین ایران حدود دو ماه دیگر دوام خواهد داشت. رویترز در همان گزارش به محدودیت ظرفیت پالایشگاهی ایران و وابستگی کشور به واردات برای تامین بخشی از نیاز بنزین اشاره کرده بود. این موضوع زمانی مهم تر می شود که مسیرهای تامین ارز و تجارت خارجی نیز با محدودیت بیشتری روبه رو باشند. امروز یک ماه بعد از خبر رویترز اسکات بسنت وزیر خزانه درای آمریکا درباره ایران گفت: ((برای اولین بار در تاریخ، از زمانی که شروع به استخراج نفت کردند، این هفته هیچ نفت روی آب نخواهند داشت. آنها هیچ درآمدی نخواهند داشت)). در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که بنزین با چه قیمتی عرضه شود؛ مسئله مهم تر این است که چه مقدار بنزین برای عرضه وجود خواهد داشت.
مسئله دیگر فقط قیمت بنزین نیست
افزایش قیمت می تواند یکی از ابزارهای مدیریت مصرف باشد. وقتی قیمت افزایش پیدا می کند، بخشی از تقاضای غیرضروری کاهش می یابد و فشار روی شبکه عرضه کمتر می شود. اما اگر مشکل از سمت تامین باشد، افزایش قیمت به تنهایی راه حل نیست. اگر تولید داخلی و واردات نتوانند نیاز کشور را پوشش دهند، حتی مصرف کننده ای که حاضر به پرداخت قیمت بالاتر است نیز نمی تواند کمبود فیزیکی بنزین را جبران کند. در این نقطه، ناترازی بنزین از یک مسئله اقتصادی و قیمتی به مسئله تامین کالا تبدیل می شود. یعنی ممکن است در آینده سوال اصلی دیگر «بنزین چند تومان است؟» نباشد، بلکه «چه مقدار بنزین برای عرضه وجود دارد؟» باشد.
ناترازی می تواند به کمبود فیزیکی برسد
ایران سال هاست با ناترازی بنزین مواجه است؛ میزان مصرف از ظرفیت تولید داخلی بیشتر است و بخشی از نیاز باید از طریق واردات تامین شود. تا زمانی که امکان واردات وجود داشته باشد، این فاصله را می توان با خرید از خارج پوشش داد. اما اگر مسیر واردات محدودتر و پرهزینه تر شود، همان ناترازی قدیمی می تواند شکل متفاوتی پیدا کند. در این سناریو، کاهش عرضه می تواند به جای یک عدد در گزارش های انرژی، در جایگاه های سوخت دیده شود؛ صف های طولانی تر، محدود شدن عرضه یا ایجاد محدودیت های جدید از جمله پیامدهای احتمالی آن خواهد بود. البته این به معنای قطعی بودن کمبود سراسری بنزین نیست. مسئله این است که وقتی ذخایر محدود باشد و تامین خارجی نیز دشوارتر شود، ریسک کمبود فیزیکی دیگر موضوعی نیست که بتوان آن را فقط با افزایش قیمت مدیریت کرد.
بازار غیررسمی بنزین می تواند گسترده تر شود
در سال های گذشته، فروش غیررسمی بنزین بیشتر در مناطق مرزی و جنوبی کشور دیده شده است؛ جایی که اختلاف قیمت سوخت با کشورهای همسایه انگیزه قاچاق و فروش خارج از شبکه رسمی را ایجاد کرده است. اما اگر عرضه رسمی بنزین در داخل کشور کاهش قابل توجهی پیدا کند، شکل این بازار نیز می تواند تغییر کند. در چنین شرایطی ممکن است بخشی از بازار داخلی به سمت خرید و فروش غیررسمی حرکت کند؛ یعنی فردی که نیاز بیشتری به بنزین دارد، حاضر شود آن را با قیمت بالاتر از فردی که نیاز مالی بیشتری دارد خریداری کند. این یک سناریوی احتمالی است، نه وضعیتی که اکنون در سراسر کشور شکل گرفته باشد. اما کاهش عرضه رسمی می تواند فاصله میان قیمت رسمی و ارزش واقعی بنزین در بازار را بیشتر کند.
ریشه ناترازی فقط به تحریم برنمی گردد
فشار خارجی می تواند ناترازی بنزین را تشدید کند، اما ریشه این مشکل به سال های قبل برمی گردد. ایران سال ها با رشد مصرف بنزین روبه رو بوده، در حالی که توسعه حمل و نقل عمومی، نوسازی ناوگان و اصلاح الگوی مصرف با سرعت مورد نیاز پیش نرفته است. خودروهای قدیمی و پرمصرف، تاکسی های فرسوده، اتوبوس های قدیمی و تعداد بالای موتورسیکلت ها همچنان فشار زیادی به مصرف سوخت وارد می کنند. در کنار آن، توسعه خودروهای کم مصرف، هیبریدی و برقی نیز هنوز به اندازه ای نرسیده که بتواند اثر رشد مصرف خودروهای بنزینی را خنثی کند. اسقاط نیز در بسیاری از سال ها نتوانسته به یک روند مستمر برای کاهش مصرف سوخت تبدیل شود و بخش قابل توجهی از ناوگان قدیمی همچنان در حال تردد است.
قیمت گذاری سال ها مسئله را عقب انداخت
یکی از مشکلات سیاست گذاری سوخت در ایران، تلاش برای حفظ ثبات ظاهری قیمت بنزین بوده است. قیمت برای سال ها ثابت مانده و هر بار که فاصله آن با شرایط اقتصادی بیشتر شده، اصلاح قیمت به یک تصمیم پرهزینه تبدیل شده است. از سوی دیگر، افزایش قیمت نیز به تنهایی نتوانسته مسئله را برای مدت طولانی حل کند؛ زیرا تورم در مدت کوتاهی اثر واقعی افزایش قیمت را کاهش داده و دوباره فاصله میان قیمت بنزین و سایر هزینه های اقتصاد بیشتر شده است. در نتیجه، قیمت گذاری به جای اینکه بخشی از یک برنامه جامع برای کاهش مصرف، توسعه حمل و نقل عمومی و نوسازی ناوگان باشد، عملا به یکی از اصلی ترین ابزارهای مدیریت یک مشکل ساختاری تبدیل شده است.
افزایش تولید به تنهایی کافی نیست
حتی افزایش تولید پالایشگاهی نیز به تنهایی نمی تواند ناترازی را برای همیشه حل کند. اگر مصرف با همان روند ادامه پیدا کند، هر افزایش در تولید داخلی نیز در نهایت با رشد تقاضا روبه رو خواهد شد. وقتی خودروهای فرسوده همچنان در خیابان ها تردد می کنند، حمل و نقل عمومی ظرفیت کافی ندارد و بخش بزرگی از ناوگان با مصرف بالا کار می کند، مسئله بنزین فقط در پالایشگاه ها حل نمی شود. بخشی از راه حل باید در خود ناوگان و الگوی حمل و نقل کشور اتفاق بیفتد؛ موضوعی که در کوتاه مدت امکان تغییر گسترده آن وجود ندارد.
بحران اصلی؛ بنزین گران یا بنزین موجود؟
افزایش قیمت بنزین، تغییر سهمیه و اصلاح الگوی مصرف همچنان می توانند بخشی از سناریوهای مدیریت مصرف باشند، اما مسئله مهم تری در حال شکل گیری است. اگر فشار بر تامین ادامه پیدا کند و امکان واردات بنزین کاهش یابد، بحران می تواند از «قیمت» به «موجودی» منتقل شود. در چنین شرایطی، حتی افزایش قیمت بنزین هم لزوما مشکل را حل نمی کند؛ چون نمی توان با قیمت بالاتر، بنزینی را که وجود ندارد به جایگاه رساند. به همین دلیل، سوال اصلی درباره آینده بنزین ایران فقط این نیست که قیمت آن چند تومان خواهد شد. سوال مهم تر این است که با ادامه ناترازی، فرسودگی ناوگان و دشوارتر شدن تامین خارجی، کشور تا چه زمانی می تواند فاصله میان تولید و مصرف را بدون رسیدن به کمبود فیزیکی بنزین مدیریت کند.
دیدگاه کاربران